عمق فاجعه

 
با توجه به این که استفاده از فحش و عبارات زننده در کتاب ممنوع است
فرض کنید یک نویسنده‌ی رئالیست داره یک داستان می‌نویسه و در بخشی از داستانش یک دعوای خیابانی را به تصو
یر می‌کشه.
با رعایت مسائل ممیزی لابد یک چیزی شبیه این می‌شه:

...
نفر اول: دستت را بکش مرتیکه‌ای که شبیه آن جانور شاخدار هستی که صدایش ماااااااااا مااااااااااااااااست.
نفر دوم: به من گفتی جانور شاخدارکه صدایش ماااااااااا مااااااااااااا.
..ا...ااست؟؟؟؟
مرتیکه‌ای که خودت مسئول گردانندگی خانه‌ی فساد هستی.

نفر اول: به من می‌گویی مسئول گردانندگی خانه‌ی فساد؟؟؟
من الان روابط نامشروع و بدی با دو تن از اعضای محترم خانواده‌ات برقرار می‌کنم.
نفر دوم: تو!!! رهایم کنید ای مردُم ،من هم اکنون بخشی از البسه‌ی زیر همسرت رابه روی سرت می‌کشم. تو که پدر‌ واقعی‌ات شخصی غیر از پدر کنونی ات است.
نفر اول: برو ای مرتیکه‌ای که روابط بدبد و زشت با مردان دیگر داری.
نفر دوم:این کلامت را بامن بودی عایا؟؟؟؟هم اکنون خواهر گرامی ات را مورد کارهای ناجور قرار میدهم

بعد از تو....

 
من زخم های بی نظیری به تن دارم

اما تو بهترینشان بودی

عمیق ترینشان
...

عزیزترینشان!

بعد از تو آدم ها

تنها خراش های کوچکی هستند بر پوستم

که هیچ کدامشان

به قلبم نخواهند رسید...